71.کارهای جدید!
پریشب مرتضی صدام کرد که بیا دخترت رو ببین :) تو خواب دمر شده بودی برای اولین بار! آخه از نوزادیت دمر که میذاشتیمت جیغ میزدی و برمیگردوندیمت:) خوب این اولین بار بود و چقدر هم بامزه دمر شده بودی:*

چند روزی هست که وقتی خودت میخوابی و قل قل میخوری:دی بعدش خودت میتونی بشینی:* خیلی بانمک انقدر میچرخی و کارای مختلف میکنی تا بتونی بشینی:* شیشه تو که میذاریم دم دهنت کلیاتی وول میخوری شیشه به دهن! بعد ولش میکنی میری واسه خودت! بعد دوباره برمیگردی میخوری! کارای جدیدیه برات این کارا :* قربون پیشرفتهای روز به روزت برم مامانی:*
پ.ن : چند روزیه غصه دارم ... یعنی از چهارشنبه سوری ... خاله مهسا و عمو قاسم دعواشون شده و این بار کار خیلی بیخ پیدا کرده:( دوست ندارم به این فکر کنم که احتمالا از هم جدا میشن :( ولی به هر حال زندگی کلی بالا و پایین داره:( حیف!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


71.کارهای جدید!
